مرتون و ظهور جامعه شناسی علم

بر اساس دیدگاه مرتون سرشت علم الزاماتی چهارگانه به شرح زیر دارد:

– جهانروایی : مقصود این است که معرفت جدید تنها با معیارهای عینی و غیر شخصی ارزیابی شود و اموری از قبیل پیشرفت شغلی تنها از طریق استعداد تعیین گردد.

– اشتراک گرایی: تضمین این امر است که معرفت علمی محصول علم تحت مالیکت مشترک یا عمومی قرار گیرد و علم به صورت اقدامی همکارانه پیشرفت می کند و به همین معرفت را باید ثروت تمامی اجتماع قلمداد کرد و یگانه حقوق مالکیت فرد دانشمند حق برخورداری از تایید  احترام در قبال کارهای نیک است

– بی غرضی: دانشمندان علاقه عمیق اما بی طرفانه به کارشان دارند و به کارها و آثار طبیعت برای خاطر خود آنها علاقمند است

– شک سازمان یافته : هیچ جنبه ای از جهان را نباید مقدس یا درخور احترام غیر انتقادی انگاشت و تمام دریچه های جهان را می توان برای مطالعه علمی عینی گشود.

نظام پاداش دهی علم: انگیزه درون خود نهاد علم ایجاد می شود انگیزه هایی که می توانند علتت تمایل دانشمندان به پذیرش و پیروی از ارزشها و هنجارهای بسیار توان فرسا را تعیین می کند در این رویه ادعای دانشمند مبنی بر اینکه اولین نفری بوده که به کشفی نائل شده است برای عملکرد نظام پاداش دهی خیلی اهمیت دارد .  در علم بر خلاقیت یا ابتکار ارج نهاده می شود انگیزه بارز دانشمندان میل به تایید شدن از جانب همتایان است و دانشمندان نیز پاداشهایی را به اجتماعی علمی به شکل اطلاعات قابل انتشار عرضه می کنند که انتشار مقالات یکی از معیارهای مبین به این اجتماعات است.

mertonنقد سنت مرتونی:

– دانشمندان غالبا تعهد عاطفی زیاد به نظریات خویش دارند و در مورد پژوهش های خویش پنهانکاری می کنند و داوری هایشان عموما مبتنی بر شخصیت و منزلت است تا مبتنی بر ارزیابی عینی

– براساس سنت کوهنی دانشمنددان به نظریه ها و روشهای خود شدیدا پایبند هستند و موفقیت علم مستلزم همین پایبندی است

– نظامهای پاداش دهی ارتباط و تخصیص منابع در علم با یکدیگر ارتباط نزدیکی دارند و عملکردشان به ایجاد قشربندی در میان دانشمندان منجر می شود

علم محض و کاربرد فناوری

علم محض: کامل ترین تجسم آرمانها و رویه های علمی و منبع نهایی اقتدار فکری به حساب می آید .

در سنت های کارکرگرایانه پیوند نزدیکی بین رشد معرفت و سازماندهی اجتماع علمی دیده می شود و این ساختار درونی علم است که باعث بقاء و داوم فرآیندهای اجتماعی انگاشته شده و منجر به حفظ نظم و اعطاء پاداش می شود

تفاوت علم محض و علم کاربردی

– پژوهش محض برای دستیبابی به معرفت و شناخت جدید است و معطوف به کاربرد خاصی نیست

– پژوهش کاربردی برای دستیابی به معرفت جدید است اما معطوف به هدف علمی خاصی نیز می باشد

– توسعه فنی و تجربی معرفت موجود برای تبدیل یا تولید ارتقاء منابع ، فرآیندها و فراورده های اصلاح شده است

– یکی از مهمترین تفاوت ها الگوی انعکاس است که فن آوران تمایلی به نشر مقالات عمومی به معنای علمی ندارند زیرا به سود بیشتر می اندیشند

– دانشمند می گوشد بنویسد نه اینکه بخواند اما فن آور می خواهد بخواند تا اینکه بنویسد

– رشد علم از طریق ایجاد پرسش های جدید و پاسخ به آنها صورت می گیرد

از دیدگاه پرایس رشد علم با تغییر به سرشت علم ملازم است و به تعبیری علم کوچک به علم بزرگ حرکت می کند و پژوهش محض غالبا از لحاظ سطح چشم انداز و هزینه از علم کاربردی پیشی می گیرد و بزرگ می شود لذا علم بزرگ مستلزم کار دسته جمعی گروههای بزرگ همراه با برنامه های دراز مدت است

تفاوت علم بزرگ با علم کوچک

– اجتماع علمی از لحاظ اندازه افزایش یافته است و مهارتهای تخصصی نیز ارتقاء یافته است

– پژوهش گروهی علم بزرگ به دانشمندان ارشد نیاز دارد تا بیشتر وقت خویش را در مقام مدیر یا کارآفرین صرف نمایند

– اجتماع علمی به مسائل و موضوع های کاربردی علاقمند شده است

نگرانی متخصصان علوم در این حوزه صنعتی شدن علم است که تاثیر مهارکننده هنجارها و آرمانهای علم محض است و نگرانی این است که سرشت پژوهش کاربردی و فناآوری جای سرشت علم محض را بگیرد ونگرانی عمده از این باب است که نحوه رشد علم به ارتباط نزدیکتر علم با صنعت و دولت انجامیده است و حرکت این روند به سمت پژوهش های نظامی و صنعت داروسازی و بخش های انرژی حرکت کرده است و پیدایش سودهای کلان منجر به اجرای پژوهش های سنگین شده است و نگرانی واقعی در مورد رشد علم مرتبط با تغییرات سرشت علم است.

فناوری و جامعه شناسی : صنعتی شدن علم علاوه بر ایجاد نگرانی درخصوص پیوندهای متقابل میان نهادهای سیاسی و اقتصادی و نهاد علمی علاقه جامعه شناختی مرتبطی را در فرهنگ های ظاهرا متعارض و ناسازگار علم و صنعت پدید آورده است و مفاهیم مالکیت عمومی و معرفت و جهان وطن گرایی عمومی سرشت علم مغایرت دارد و دانشمندان صنعتی در نتیجه پایبندی خویش به سرشت علم محض تعارضی را احساس می کنند.

از دیدگاه مرتونی دانشمندان به ارزشها و هنجارهای علم محض خو می گیرند و این سرشت نوعی نیروی اخلاقی اعمال می کند را در معرض تردید قرار می دهند.

فعالیت واقعی دانشمندان نحوه ارتباط آنها در موقعیت های خاص و نحوه ارتباط متقابل آنها با یکدیگر و نحوه مذاکراتشان و تفسیر یافته ها بستگی دارد. جامعه شناس برای اینکه بتواند به معنای امور موجود پی ببرد باید عقاید و دانش مشترک گروه مورد مطالعه را درک کند لذا مطالعه جزئیات فعالیت های علمی مستلزم فهم جنبه فنی علم است

نظریه های علمی فقط زمانی صادقند که به نحو دقیقی ساختار روابط یا مناسبات موجود در طبیعت را توصیف کنند دلیل صدق نظریه های علمی آن است که الگوهای منظم رفتار پدیده های طبیعی را تبیین می کنند.

دیدگاههای سنتی علم نظریه های جدیدتر را نابود می کند و نظریه های قدیمی می دانند بهتر مشاهدات را توصیف کنند و پایه های محکم تری برای پیش بینی ها تدارک بینند  مشاهدات ما از جهان همیشه در قالب زبان توصیف می شود و زبانها به نظریه هایی در باب شیوه طبقه بندی و سازماندهی جهان شکل می بخشند و هیچ زبان خنثی یا بی طرفی وجود ندارد که آزاد از نظریه های متفاوت باشد. لذا نظریه های علمی از مشاهداتی که مستقلا صورت پذیرفته اند سرچشمه می گیرد و در عرصه همان مشاهدات آزموده می شوند البته مشاهدات همیشه مسبوق به نظریه هایی هستند که نه فقط به ما می گویند که دنبال چه چیزی هستند بلکه غالب اوقات شیوه جستجو را نیز به ما نشان می دهند.

برگرفته از وبلاگ mysocial.blogfa.com

You may also like...

۰ thoughts on “مرتون و ظهور جامعه شناسی علم”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *